رمان "زمین به خواست ما نمی چرخد"نویسنده:F.Nرسیدیم خونه ماشین تو پارکینگ پارک کردم و رفتیم داخل ،ساسان هم تابلو بود شدید از دستم اعصابش خش خشی رفت و اتاقش همچین در اتاقش بهم کوبید که گفتم ویلا نیاد پایین خیلی من که به اندازه کافی لرد ازم پذیرایی کرد رفتم تو اتاقم خودمو پرت کردم رو تخت با همون لباسا دراز کشیدم اخ راستی یادم رفت بگم امشب چی پوشیدم.از اونجایی که ویکی گفت مهمونی مهمونی نامزدیم نبوده و من فکر میکردم یک پارتی ساده است تیپم شامل :شلوار جین قهوه ای با یک پیرهن چهار خونه با زمینه سفی رمان نویس نوپا...ما را در سایت رمان نویس نوپا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: جمعه 21 آذر 1404 ساعت: 4:51
رمان "زمین به خواست ما نمی چرخد"نویسنده:F.Nرفتم سمت کمد لباسام یک پیرهن سفید نیم استین با یک جلیقه قهوه ای و شلوار جین قهوه ای انتخاب کردم. لباسای کمدم کلا به دو رنگ تقسیم می شدن،قهوه ای و مشکی امروز تصمیم گرفتم تیپ قهوه ای بزنم که ساسان گیر نده.اومدم بیرو کفشای کالج قهوه ایم رو پوشیدم در و باز کردم و در هین بستن بلند گفتم:داداشیییییییییی من دارم میرم مطب کاری باری نداریساسان از اتاقش اومد بیرون یک لبخند بی جون زد و گفت:کار که نداریم ولی بار داریم.خندیدم گفتم:بیشعور رفتم بیرون ماشین از پار رمان نویس نوپا...ما را در سایت رمان نویس نوپا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: جمعه 21 آذر 1404 ساعت: 4:51
رمان "زمین به خواست ما نمی چرخد"نویسنده:F.Nوارد شرکت شدم در راهرو شرکت به سمت اتاقم حرکت می کردم و کیت هم داشت برنامه کاری امروزم رو یاد اوری می کرد.کیت : ساعت 10 صبح یک نشست خبری برای چگونگی سود امسال کمپانی دارید.-لغوش کن اصلا نمی رسمکیت:امروز ساعت 12 ظهر با یک شرکت عربی قرار ناهار دارید و در ارتباط با پروژه جدید مذاکره می کنید.-حتما یاد اوری کنکیت: برای ساعت 2 یک جلسه در شرکت به خواست پدر تون لرد مجستیک ترتیب داده شده که حظور شما الزامی-باشه دیگه برنامه ای نیستکیت:خیر جناب رئیسرسید رمان نویس نوپا...ما را در سایت رمان نویس نوپا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: جمعه 21 آذر 1404 ساعت: 4:51